محمد صالح جونمحمد صالح جون، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره
کوثر جونکوثر جون، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 21 روز سن داره

محمدصالح جون

تولدت مبارک گلپسری

سلام سلام سلام یه سلام پرانرژی به کوچولوهای خوشگلم بازم با تاخیر (شرمنده از این تاخیر😔) اومدم تا وبلاگ رو بروز کنم👏 هوووووورررااااااااا خدایا شکرت که تونستم بعده چند وقت دوباره بیام اینجا و مطلب بزارم😊 تولد تولد تولدت مبارک پسر گلم 🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈 🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂 ‍ ۳۰ مردادماه تولد گلپسری بوده و شکر خدا طوری شد که همه تونستن تو تولدت باشن و یه تولد عالی برات بگیریم محمدعرفان جون و محمدسبحان جون که مهمون های ویژه ما بودن که خیلی ناگهانی و سورپرایزی از تهران اومدن و تو تولد شما حضور داشتن و ما همگی به خاطر بودنشون کلی خوشحال بودیم چون هیچوقت جور نمیشد که تو تولدت باشن. هووووووراااااااااا😍😍❤️😍😍 پسرم , ۶ ساله که خونمون رو روشن کردی و عزیز دل مامانی و بابایی ...
9 آبان 1397

بی تو با خاطراتت چه کنم

ننه جون عزیزم جات خیلی خالیه بی تو با خاطراتت چه کنم .من به دعای تو محتاجم مادرم.ننه جون (مادر بزرگ من و بابایی) بعده ایام نوروز(۲۳ فروردین) رفت و ما رو تنها گذاشت  روحت شاد مادرم.​​​​ برای شادی روحش صلوات اللهم صل علی محمد و آل محمد ...
17 ارديبهشت 1397

تولد تولد تولدت مبارک

سلام گلای من سال نو مبارک .تولد کوثر خانم هم مبارک .امسال یه تولد دونفره برا دو تا گلام گرفتم با یه کیک خوشگل که عکس هر دوتاییتون روش بود با دوتا شمع خیلی خیلی ناناز که یکی عدد ۶ و بعدیش عدد ۱ محمدصالح گلم تولدت مبارک عزیزم(البته یه ۴ ماهی جلوتر ) ولی انقد ذوق داشتی که نگو چون اولین تولدی بوده که دو نفری شمع رو فوت کردین ...
17 ارديبهشت 1397

نه ماهگی کوثر خانم

سلام سلام به عزیزان دلم ببخشید که دیر به دیر میام این یه ماه اخیر درگیر چند تا مریضی ناجور شده بودیم. اول دخمل نازدونه (گلاب به روتون) درگیر ویروس شدو یه هفته ای خیلی اساسی با این ویروس جنگید و کلی بچم آب شد امان از دست این ویروسا کی میشه یه آنتی ویروس قوی بیاد و همه این ویروسا رو نابود کنه🧐🧐 ️ ️ بعد پایان جنگ نازدونه با ویروس حالا نوبت گلپسری بود که درگیر ویروسا بشه. بعد گلپسری دوباره نوبت نازدونه شد و سه شب تب و گریه و بی حالی و ... تو گیرودار این مریضی بودم که متوجه اون مروارید کوچولو موچولو که تو دهنت بود شدم. این سه شب دردناک برا دندون کوچولو موچولو بوده که شکر خدا نیش زد و خلاصت کرد. حالا از این یه ماه که نبودم بگم ب...
28 فروردين 1397

هفت ماهگی و خبرای جدید

سلام نازدونه من کوثر خانمی با ورود به هفت ماهگی چهار دست و پا رفتن هم شروع کرد دیگه ماشالا به هر چی دستتو میگیری زودی بلند میشی دیگه باید همه حواسم به شما و فضولیات باشه عزیز دلم حالا نَ نَ نَ گفتنتم به فرهنگ لغتت اضافه شده وقتی کارم داری دنبالم میای و میگی نَ نَ نَ🤔🤔🤔🤔 ایشالا خدا خودش از همه بلاها حفظت کنه نازدونه من ...
10 آبان 1396

گلپسری و فعالیت های مهد

سلام سلام صد تاسلام به گلپسر و نازدونه امروز میخوام از فعالیت های گلپسرم ،محمدصالح جووون تو مهد براتون بگم ماشالا از وقتی رفتی مهد خوشحال و پرانرژی شدی و دوست داری از مهد که میای تند تند فعالیت هاتو انجام بدی هر چی میگم عزیزم یکم استراحت کن ،ناهار تو بخور بعدش میگی نه همین الان قصه ها و نمایش هایی که تو مهدتون میگن و انجام میدین رو فوری همشو برام تعریف میکنی چون مهد قرآنی میری تو فعالیت های قرآنی هم که ماشالا نمونه ای ایشالا تا آخرش همینجوری باشی عزیزم اینم یه نمونه از کاردستی هات که با برگای پاییزی به کمک مامان درست کردی خیلی خیلی دوست دارم عزیزم خدایا شکرت بابت فرزندان سالمی که به من دادی ...
10 آبان 1396

شش ماهگی نازدونه

دختر گلم شش ماهگی یا بهتره بگم نیم سالگیت مبارک باورم نمیشه شش ماه گذشت و خداروشکر بابت این نعمت بزرگ خداجون ممنونتم دیگه شیرین کاریهات و شیطونیات شروع شده نازدونه من اما بگم از احوالات شش ماهگی: گفتن دَ دَ دَ --- بَ بَ بَ ---گاهی هم میگی مَ مَ مَ من فقط عاشق این دَدَدَ گفتنتم انقد باحال تو حس میری و شروع به گفتنش میکنی که دلم میخواد بخورمت عزیز دلم -------------------------------------------------- سینه خیز کردنت و کم کم چهاردست و پا رفتنت... سینه خیز رفتنت که از پنج ماهگی بود و الان خیلی حرفه ای تر و سریع تر شده و یعنی همه چی باید اون بالا بالا ها قایم بشه و اینکه داری کم کم فیگور چهار دست و پا رفتن و میگیری ولی فع...
25 مهر 1396